فصل دوم
رفتارشناسی صیاد در مدیریت و مسئولیت
تزکیه نفس
اگرچه تزکیه نفس در احوال شخصی هم تأثیر بسزایی دارد، اما هرچه مسئولیت افزایش یابد، نیاز به آن بیشتر است. در ذات انسان حالات متضادی نهفته است که عقل آن را راهبردی میکند و خیر و شر معنا پیدا میکند. همان طوری که خداوند میفرماید:
انَّ الانسان لیطغی ان رأه استغفنی
همانا انسان از کفر و طغیان باز نمیایستد و سرکش و مغرور میشود، چون که به غنا و دارایی (ناچیز دنیا) میرسد.
انسان مسئول باید استغنای علمی و عملی پیدا کند تا به غرور نرسد، آن هم استغنایی در جهت بندگی و تسلیم در مقابل خداوند. اشخاصی که تزکیه نشدهاند، شیطان باطن آنها را رها نمیکند و خطر اینها برای بشریت بیشتر است.
امام خمینی در این رابطه می فرماید:
«کسانی که میخواهند در این عالم دیگران را تربیت کنند، باید خودشان تزکیه شده باشند، تربیت شده باشند و کسانی که در بشر میخواهند زمامداری کنند، اگر بخواهند که طغیان نکنند و کارهای شیطانی نکنند، باید تزکیه کنند خودشان را»
«تا تزکیه در ردههای بالا حاصل نشود و تصفیه در ردههای بالا حاصل نشود، این مملکت و همۀ ممالکی که هستند، اصلاح نخواهند شد»
شهید عزیزمان صیاد شیرازی بهحق انسان مزکی و مصفایی بود و در این رابطه بسیار تلاش میکرد. شاید بتوان گفت به طور جدی «حب دنیا» را در خود سرکوب کرده بود و اگر حب و دوستی بود، برای آخرت و برای خداوند و پیامبر و ائمه بود، لذا هرگز در او تطمیع و تهدید اثر نداشت.
نویسنده فراموش نمیکند زمانی که شهید فرمانده نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی بود و یکی از مسئولان عالیرتبه برای فرزندش مزیتی را در اتمام دورۀ خدمت وظیفه طلب میکرد و البته توجیه لازم را هم در رابطه با وی ارائه مینمود، ولی شهید با قاطعیت برخورد کرد و هنگامی که برخی دیگر از مسئولان پیگیر این مسئله شدند، گفت:
«تا زمانی که من در این مسئولیت هستم، سرباز باید سربازی کند، آموزش ببیند و خدمت کند و اگر لازم است خدمت را در جای دیگر انجام دهد. این ضرورت را باید رسماً به من ابلاغ کنند.»
این اقدام را در حالی انجام داد که واقعاً ممکن بود برای وی مشکلاتی فراهم شود، ولی هرگز خوفی به دل راه نداد.
امام خمینی(ره) در رابطه با شهید مدرس میفرمود:
«یک چنین مرد قدرتمندی بود، برای اینکه الهی بود، برای خدا میخواست کار کند، نمی ترسید.»
معلوم است که تزکیه، مفهوم ایمان و تقوا است و متضمن ارادهای قوی، مستحکم و استوار است و شهید بزرگوار صیاد شیرازی بر این باور بود که اگر خود را تزکیه نکند، نمیتواند در مسئولیت و مدیریت موفق باشد. وی همواره تأکید میکرد اگر توفیقی در کارها دارد، به دلیل تلاش در تزکیه و تقوا است.
تمام کسانی که امیر شهید را میشناسند و با او از نزدیک آشنا بودهاند بر این باورند که آن شهید بزرگوار از من و ما گذشته و به خدای خویش پیوسته بود. نه سودای سود داشت و نه غم بود و نبود سالهای پس از جنگ، دغدغۀ انقلاب را که خود از راهیان اولیه آن بود رها نکرد و دامن پاک و مقدس خویش را به زرق و برق دنیای چرب و شیرین آن نیالود..
صبر و تحمل
یکی از ویژگیهای شهید صیاد، داشتن صبر و تحمل فراوان بود. در طول قبل و بعد از انقلاب شداید و سختیهای فراوانی را تحمل کرد و با سعۀ صدر و صبر از آن بنیانی مرصوص ساخت. باید دانست همت مردان مصمم هر کار مشکلی را آسان میکند. کسی که برای رضای خدا هر فعلی را انجام میدهد، به طور طبیعی سعی میکند با مشکلات مبارزه کند و خداوند را یار و یاور خود گرداند.
گاهی مشکلات آنقدر به شخص نزدیک است که باور ندارد، یعنی گاهی شداید و سختیها توسط دوستان و اطرافیان پدیدار میشود. تحمل این سختی کاری است بس دشوار، اما هرچه کارها دارای ارزش بیشتری باشد، سختتر است و به قول امام خمینی(ره):
«این چیزی که از صدر عالم تا آخر هست، هرکس قیام کرد برای اقامه عدل سیلی خورد، ابراهیم خیلی الله چون قیام کرد برای عدالت، سیلی خورد و او را به آتش انداختند. از صدر عالم تا حالا تاوان این چیزهایی را که برای عدالت و برای هویت عدل بوده است، پرداختهاند و باید هم بپردازند، هر وقت به یک نحو»
شهید بزرگوار علی صیاد شیرازی در واقع استقامت در کارها را در رأس امور خود قرار داده بود. چنانچه خود نقل میکند:
«این صحنه هیچ وقت از یادم نمیرود. شروع کردند به بدگویی (جلسه شورای عالی دفاع در زمان بنی صدر)، تک تک گزارش دادند. هرکدام گزارش بدی نسبت به منطقۀ شمال غرب و نحوۀ عملیات و ستون سردشت دادند. سکوت کردیم، فقط یادداشت میکردم و هیچ چیز نگفتم. رئیس ستادمان ـ سرهنگ جانباز خرسندی ـ داشت منفجر میشد. او به راحتی تمام ستاد را میچرخاند. خیلی مسلط، زیرک و باهوش بود. خوب هم حرف میزد. یکی از مسئولان بیانصافی کرد. بنی صدر به او اشاره کرد و گفت: در ستاد صیاد چه دیدهای؟
او گفت: ما ستادی ندیدیم، چند نفر به اسم ستاد دور هم جمع شدهاند. رئیس ستاد ناراحت شد، خواست صحبت کند. گفتم: صحبت نکن، بگذار حرفهایشان را بزنند، نوبت ما هم میرسد…
بنی صدر دید خیلی محکم صحبت کردم. گفت: اشکال ندارد، صحبت را ادامه دهید.»
در این جلسه که نویسنده خود حضور داشت انصافاً خیلی به اعضای حاضر فشار آمد. نوعاً بچههای جنگ بودند، مثل شهید بروجردی، شهید کاظمی و… و خیلی برخوردها حذفی بود، اما صبر و تحمل شهید صیاد همه را منفعل کرد تا جایی که حرفی برای گفتن نداشتند. جلسه برای حذف صیاد و بچههای حزباللهی بود، ولی نتیجه عملاً برعکس شد.
به نظر رسید همین نحوۀ استقامت بود که تائیدات الهی را برای صیاد داشت. نویسنده سراغ ندارد شهید هرگز به اصطلاح از کوره در نرفت و یا قهر و کناره گیری از کار نداشت. متأسفانه در برخی از مسئولان رسم است، همین که مقداری کارها با نظراتشان همخوانی ندارد و یا محیط کار برای آنها با سختی همراه است، فوراً کناره گیری میکنند یا تهدید به استعفا میکنند. امام خمینی(ره) رهبر کبیر انقلاب اسلامی در این رابطه فرمودند:
«خلاصه کلام اینکه مجلس و نمایندگان باید مؤید وحدت و انسجام جامعه باشند و مسئولان در کنار مردم و مردم همراه و پشتیبان مسئولان به وظیفه خود عمل کنند و از برکات مادی و معنوی اتحاد مقدس خود بهرهمند شوند و از صحنهها کنار نروند که امروز شاید گناهی بالاتر از کناره گیری نباشد و هیچ عذر و بهانهای برای ترک صحنه انقلاب پذیرفته نمی شود.»
وقتی بنا به دلایلی مقرر شد شهید صیاد شیرازی از مسئولیت فرماندهی نیروی زمینی به مشاورت حضرت امام(ره) منصوب شود، به دلیل آنکه در این مسئولیت کار تعریف نشده بود و نسبت به شغل قبلی خیلی کم تحرک بود، از این رو برایش غیرمنتظره و سخت بود، ولی میگفت: باید تسلیم محض بود، صبر و تحمل داشت، استقامت کرد. حالا خدا میخواهد من کارم کمتر باشد، اما بیشتر فکر کنم و محصول فکری را ارائه دهم.
انتهای مطلب